news-details

"شهر خلاق موسیقی" به مثابه سرمایەی نمادین

هیچ کشور و ملتی نیست که دارای حداقلی از سرمایه اجتماعی ـ فرهنگی ـ اقتصادی نباشد اما آنچه که جوامع را از هم متمایز می کند میزان توانایی تبدیل این نوع سرمایەها به سرمایەهای نمادین است. سرمایه نمادین هم زمانی ایجاد می شود که یکی از سرمایەهای اجتماعی, فرهنگی و... با معرفی درست به مرز شهرت برسد و همراه با عزت و افتخار از آن یاد شود.

سید غریب سجادی
عضو شورای شهر سنندج

بعد از گذشت چند روز از اعلام خبر خوشحال کننده پیوستن سنندج به شبکه شهرهای خلاق آنهم به عنوان "شهر خلاق موسیقی"و فروکش کردن "تب و تاب" اولیه یقینا فارغ از "نگاه هیجانی" باید این امر را به مثابه یک رویدادی نگاه کرد که وظایف دشواری برای یکایک شهروندان و متولیان حوزه فرهنگ ایجاد نموده است.
خبر خوشحال کنندەای که در کنار زحماتی که فعالین مدنی, هنری و نهادهای متولی (مخصوصا شهرداری سنندج) برای ثبت این مهم کشیدند بیش از هر امری ناشی از وجود هنرمندان سنندجی ست که نه تنها موسیقی " کوردی" و "ایرانی" بلکه  موسیقی "دنیا" همواره مدیون آنها بوده است و البته در کنار این مهم نباید از نقش مردم سنندج, غفلت کرد چرا که حضور و حمایت بعضا "چند ده هزار نفری" آنها از یک برنامه فرهنگی یکی از پتانسیلهای غیر قابل انکاری است که مورد توجه یونسکو قرار گرفته است.
الغرض:
 هیچ کشور و ملتی نیست که دارای حداقلی از سرمایه اجتماعی ـ فرهنگی ـ اقتصادی نباشد اما آنچه که جوامع را از هم متمایز می کند میزان توانایی تبدیل این نوع سرمایەها به سرمایەهای نمادین است. سرمایه نمادین هم زمانی ایجاد می شود که یکی از سرمایەهای اجتماعی, فرهنگی و... با معرفی درست به مرز شهرت برسد و همراه با عزت و افتخار از آن یاد شود.
به باور بسیاری از "جامعه شناسان" امروزه یکی از شاخصه های اصلی توسعه در یک جامعه توان تبدیل سرمایەهای اقتصادی, اجتماعی, فرهنگی به "سرمایه نمادین" است. چرا که از جایگاه سرمایەی نمادین یک جامعه است که می توان جایگاه آن جامعە را در جامعەی جهانی دریافت. امروزە در عرصه بین المللی فقدان سرمایەی نمادین یعنی فقدان “پرستیژ” در عرصەهای مختلف!

نکته حایز اهمیت دیگر این است که:
 تولید سرمایه نمادین تنها برای یک جامعه پرستیژ به ارمغان نمی آورد چرا که به باور بسیاری از متفکرانی (که دغدغه "حفظ هویت در دنیای مدرن" را دارند) یکی از راەهای حفظ هویت, توجه به میراث فرهنگی و اجتماعی خویش است به عنوان مثال "رنانی" بر این باور است " هویت یک ملت به داشته هایی است که در پهنای تاریخ توانسته است آنها را تبلور و تجسم عینی و بیرونی بدهد. تمدن و فرهنگ دو رویه مجسم و نامجسم هویت تاریخی یک ملت است. ملتی که عناصر تمدنی و فرهنگی خود را از دست بدهد بی هویت می شود و بعد به راحتی مغلوب می شود. مغلوب دشمن خارجی در جنگ، مغلوب فرهنگ خارجی در مصرف، مغلوب ارزشهای خارجی در زندگی، مغلوب فناوری خارجی در تولید".

پس باید گفت:
یکی از راەهای ماندگاری هویت نە تنها توجه بە سایر سرمایەها بلکە برند سازی از آنها و تبدیلشان به سرمایه نمادین است تا نه تنها نسلهای آینده بلکه دیگران هم به عظمت آن پی ببرند.

لذا در فرایند توسعە باید پتانسیلهای تولید سرمایەهای نمادین را شناسایی کرد، جامعەای که بتواند تولید و انباشت سرمایه نمادین داشته باشد، میتواند نسبت به آینده خویش امیدوار باشد هر چند متاسفانه "در تمام دوران فعالیت نظام برنامه‌ریزی کشور، ما بر سرمایه اقتصادی تأکید داشته‌ایم؛ یعنی صنعت بیاوریم، سد بزنیم، و همه حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی را با آوردن فناوری‌های جدید، نوسازی کنیم" اما چیزی که کمتر از هر حوزه ای به آن توجه شده است اهمیت و ضرورت برنامه ریزی برای سرمایەهای اجتماعی و البته نمادین است. و در سطح جامعه نیز "متاسفانه، همواره برای تولید و تخریب سرمایەهای نمادین آموزش دیدەایم به طوری که به سرعت یک سرمایه نمادین میسازیم و به سرعت و به سادگی آن را نابود میکنیم" از همین رو ساخت یک نماد و برند تنها اول راه دشوار پیش روست.

در نهایت باید گفت:
آنچه که تا این مرحله برای سنندج اتفاق افتاده این است که "سرمایه فرهنگی" و غنی ما در حوزه "موسیقی" توانسته است با توجه به تلاشهای صورت گرفته و البته با تائید و بررسی نهاد مهمی همچون "یونسکو" به یک سرمایه نمادین و به عبارت ساده تر یک "برند بین المللی" تبدیل شود برندی که برای همه ما مایەی مباهات است.
 اما باید واقع بین بود و اقرار کرد که این  "برند" نمیتواند  و نباید سرپوشی باشد برای فرار از مشکلات و ضعفهایی که در شهر وجود دارد و باید فکری به حال آنها کرد اما واقعیت مهمتر آن است که باید امروز از این "فرصت جهانی" استفاده کرد برای توسعه هر چه بیشتر این شهر.
 
امر مهمی که تنها با بنر و پیامهای تشکر و "ابلاغیه یونسکو" ایجاد نمی شود. باید صادق بود ابلاغ و شناسایی شهر خلاق موسیقی توسط یونسکو فقط زمینه جهانی معرفی ظرفیتها را برای ما مهیا می کند.
به همین دلیل:
ایجاد و توسعه زیرساختهای فرهنگی همچون فرهنگسرا, شناسایی و معرفی ظرفیتها و هنرمندهای واقعی,توجه بنیادین به دغدغه های آنها,فرهنگ سازی و مشارکت دادن مردم,توسعه صنعت گردشگری و..رسالت تمامی مدیرانیست که دغدغە آینده بهتر را دارند.

  • برچسب ها

به اشتراک گذاری این مطلب!

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه

4 + 3 =